که من هم زمن هم ز ما میگریزم...

244
Post by : i      Date : یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۴      Time :

عصری رفتم باشگاه و تمام تایم داشتم فکر می کردم به یه مسئله ای اصن متوجه نشدم کی همه تمرینای برناممو انجام دادم

به خودم اومدم که یکی داشت میپرسید چند وقته ورزش می کنی و این داستانا

جدیدا حال توضیح دادن خودمو ندارم ینی سختمه ادم جدید وارد زندگیم کنم /:

نشستم فایل های مقاله رو آماده سابمیت کردم

فردا صبح کلینیکم و عصر کلاس

یکی از لذت های جدیدم استفاده از گوگل مپه

عاشق اینم برم سفر همه جارو ببینم 🥲

پلن بلند مدت اینه که تا تونستم کشورای مختلف و شهرای جدید برم سفر (:

Tag : 244
243
Post by : i      Date : یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۴      Time :

روز کاری امروز سراسر کار اداری و سیستم و این داستانا گذشت

تایپ من نیست

من عشق تدریس و کلینیکم

پشت میز و سیستم نشستن خیلی به استایل من نمیخوره

تمرین سکوت امروزم هم خوب بود سرکار

حفظ پرستیژ هم فکر کنم موفق بود (؛

Tag : 243
242
Post by : i      Date : شنبه سی ام فروردین ۱۴۰۴      Time :

ذوق آخر شب هم تعلق میگیره به تبزارک گفتینو که تونستم رنگشو تو وبلاگم صورتی کنم 😅

درسته که استفاده ای ازش نکردم هنوز و اصول استفادش هم کامل بلد نیستم ولی خب جدیده دیگه (:

Tag : ابزارک
241
Post by : i      Date : شنبه سی ام فروردین ۱۴۰۴      Time :

اول هفته اینجوری شد که صبح بیدار شدم رفتم کلینیک

برنامه مریضا رو با دانشجوها چک کردیم چندتا مریض رو هم رفتم سر زدم

ظهر ساعت ۱۲ جلسه بود

از این جلسه ها که همه حرف برای گفتن زیاد داریم ولی وقت کم

ادمای دغدغه مند مثه دکتر ت میتونن منتور اخلاقی خوبی برام باشن

و منی که دنبال کسب تجربه هستم

حضورم تو این جمع و این جلسات احساس می کنم برای تجربه فردیم ارزشمنده برای همین میزان کاری که انجام میدم هرچند بدون چشمداشت مادیه اما به دلم میشینه

دیگه تا اومدم خونه مرض خستگی و بیهوشی بودم

بیدار که شدم کمک بانو کردم یه عالمه سبزی و شستن و این داستانا

یه دوش گرفتم که بشوره ببره همه چیز‌و

بعدش پای لپ تاپ و مقاله سیستماتیک ریویو

مرحله اخرشه دیگه تا سابمیت

فروردین هم نفسای اخرشه

یکی از بچه هایی که سال ۱۴۰۲ تو کتابخونه دانشگاه وقتی داشتم آماده ایلتس میشدم امروز زنگ زد

میگه چه خبر ازمون و دادی 😂 گفتم جونم نه تنها دادم بلکه ۶ ماه دیگه اکسپایر میشه و دارم به ازمون پی تی ای فکر می کنم (:

Tag : 241
240
Post by : i      Date : جمعه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۴      Time :

نشستم دارم پاکسازی می کنم گوشیمو

مخاطبایی که دیگه مخاطبان نیستن

چت های تلگرامی که چندین سال ازشون گذشته

میخوام تمرکزم کلا رو خودم باشه

دور بشم از آدما

روی پیشرفت خودم تمرکز کنم

راجب هیچ چیز و هیچ کسی نظر ندم

دشمن تراشی نکنم برا خودم الکی

سکوت ...

Tag : 240
239
Post by : i      Date : جمعه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۴      Time :

با الهام گرفتن از ویدئوی یوتیوب احسان میخوام شروع کنم به سکوت کردن

و از اونجایی که من ادم برون گرایی هستم این سکوت منجر میشه به اینکه اینجا بیشتر بنویسم

راست میگفت، میگه که وقتی سکوت می کنی راه های آسیب زدن آدما به خودت رو محدود می کنی

چون تو سکوت خیلی سخت می تونن گام بعدیتو پیش بینی کنن و برای صدمه زدن بهت برنامه ریزی کنن

من میخوام این سکوت رو در محل کارم و باشگاه بیشتر از همه جا تمرین کنم.

Tag : 239
238
Post by : i      Date : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۴      Time :

بله امروز وضعیت قرمز شد

و اینجانب اصن انرژی نداره )؛

Tag : 238
237
Post by : i      Date : چهارشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۴      Time :

سلامممم

امروز روز خوبی بود

صبح کلینیک بودم

‌بعدش خوابیدم حسابی

به برنامه هام رسیدم

شب یکسانه پیاده روی رفتم

ظهر برا قرتی خانوم ساندویچ کباب گرفتم بردم دم در پانسیون بهش دادم

چیزی تا کنکورش نمونده

امیدوارم نتیجه زحمتاشو ببینه

مامانم امشب پیش مامانشه و حقیقتا خونه اصن بوی خونه نمیده

از شنبه آینده میخوام دیگه اختصاصی سوییچ کنم رو مکاتبات استرالیا

با اینکه ته دلم میدونم به زودی خبرای خوبی میشه

ولی میخوام پلن بی هم داشته باشم

توکل به خودت

من سپردم به تو و یقین دارم برام قشنگ میچینی

ماچ بهت خداجونم ؛)

236
Post by : i      Date : سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۴      Time :

خدا جبران میکنه...

روزهایی که اصلا صبر کردن آسون نبود، اما تو صبر کردی...

بله من یقین دارم که خدا جبران می کنه (:

امروز رخش اومد خونه و نمیتونم حس خوبمو از داشتن دوبارش توصیف کنم

زندگی بدون رخش خیلی برام غیر قابل تصور شده

باشگاه رفتم خیلی خوب بود

امروز کلا برعکس دیروز همه رو دور تعریف کردن ازم بودن

اول خانم دکتر گفت میدونی که خیلی کارتو تمیز انجام میدی؟!

منم قند تو دلم آب شد

بعدش با خانوم فامیله همکار گپ زدیم که داشتم براش میگفتم اره من تصمیم گرفتن حین صبر کردن فلانم بکنم و اینا یهو گفت میدونستی این اخلاقت که انقد انعطاف داری تو اهدافت و تو زندگیتو خیلی دوش دارم

تصمیم میگیری صدتو براش میزاری بعد حتی اگه نشد سریعا با انرژی یه پلن جایگزین داری انگار کلا معتقدی بن بستی وجود نداره

مجدد قند تو دلم آب شد

اخری هم که تو باشگاه به خانومه گفت شما خیلی وقته کار می کنی گفتم چطور گفت اخه خیلی فرمی و اندامت قشنگه

هیچی دیگه من غش

خدایا عاشقتم برای همه خیرهایی که برای من میفرستی 😘

235
Post by : i      Date : دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۴      Time :

تبریک میگم

این بازیکن در اولین روزهای سال ۱۴۰۴ تصادف کرد و خسارت ۲۰ تومنی زد به خودش (:

فروردین چرا تموم نمیشه خوووو 😂

درس عبرت شد دیگه

حالا ایشالا فردا حاضره ماشین

امروز کلینیک و کلاس و زبان و مهمون و وووو حسابی شلوغ بودم

درسته سر مبلغ تعمیر ماشین اذیت شدم

ولی از اونور حکم سال جدید و که زدن دیدم دلم آروم گرفت 😂

قاعدتا این بازیکن خیال تموم شدن قسط و از سرش باید بندازه بیرون

ولی فدا سرم خو چه کنم

همین روزا پرونده ترفیع سالیانه م اوکی میشه و فکر می کنم یه ۳-۵ تومنی میاد رو حقوق

خوبه

علی برکت الله

234
Post by : i      Date : دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۴      Time :

خب امروز اولین جلسه باشگاه سال و رفتم

خیلی خوب بود خیلی دوست داشتم

امیدوارم ماشین زودتر اوکی شه و دیگه مشکل رفت و امد نداشته باشم

امروز دوباره تصمیم کبری گرفتم

میخوام یه دوره ۵۰ ساعته با استفاده از ویدئوهای یوتیوب PTE یاد بگیرم بعدش هم یه دو سه ماهی تمرین کنم که اگر نیاز به ازمون زبان مجدد شد برم آزمون بدم

ولی دلم روشنه که اتفاقای خوبی میفته

فردا هم که روز شلوغی دارم

ولی چی بهتر از اینکه بیکار نباشم

بیکاری منو میکشه

خدا جونم شکرت که دارمت بغلم کن که بخوابم (:

233
Post by : i      Date : یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۴      Time :

خدای قشنگی ها

امشب بغلم کن

بغلم کن که عاشقانه بندگی کنم برات

حالم خوبه

همه چی رواله

شکرت

هر وقت تو زندگیم به جز تو‌ به کسی رو انداختم شکست خوردم

مرسی که حواست به من هست و بهم تلنگر می‌زنی

یقین دارم بهترین هارو برام چیدی

بوس بهت حضرت حق 🩵

232
Post by : i      Date : پنجشنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۴      Time :

انتظار از آدما ورژن دیگه ای میسازه

مثلا منتظری یه اتفاقی بیفته

بعد نه از چیزی خیلی خوشحال میشی

نه از اتفاقات بد خیلی ناراحت

هی به خودت میگی اشکال نداره حالا بزار فلان اتفاق بیفته

الان دقیقا تو همین مرحله ام

بلاتکلیفی برا آدمی مثه من سم بود

اما الان دارم میبینم واقعا ورژنم عوض شده

این انتظار هیچی اگه نداشت منو خیلی با خودم آشنا کرد

فهمیدم حتی اگه بخوام هم نمیتونم این لایف استایل و این ادمارو بپذیرم

من متفاوتم

و بهای تفاوت داشتن تلاش بیشتره

من همچنان تلاش می کنم

و یقین دارم ته این تلاشا یه دختری اونجوری که آرزو کرده زندگی می کنه (:

Tag : انتظار
231
Post by : i      Date : یکشنبه هفدهم فروردین ۱۴۰۴      Time :

ولی دیدنشون هنوز هم حس و انرژی منفی میده بهم

حقیقتا اصن نمیتونم باهاشون کنار بیام

خدایا من از شر اینا به تو پناه آوردم

حی القیوم من میدونم که حواست هست 🩵

Tag : 231
230
Post by : i      Date : سه شنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۴      Time :

اندر احوالات پختگی فکر کنم اینه که

تو تشخیص میدی همه آدما دوست ندارن

هرکسی که ادعا می کنه لزوما درست نمیگه

میفهمی که یه سری آدما مریضن ینی رفتارهای مریض گونه دارن

مثلا تو اصلن کاریشون نداری نداری ولی اونا میتونن برات بزنن و حسادت کنن و حتی پست سرت حرف بزنن

میفهمی که سکوت و لبخند زدن و ادامه دادن بزرگ ترین لطیفه که در حق خودت می کنی در قبال این آدما و بزرگ‌ترین انتقامیه که میتونی ازشون بگیری

دیگه جونم برات بگه که بزرگ تر که شدی میفهمی تن آدمی شریف است به جان آدمیت

چه آدمایی که با ظاهر خدا پسند و ملت پسند باطن افتضاحی دارن

خدایا شکرت که دارمت و در پناه امن توام

کمکم کن انقدددر درگیر خودم و ارتقای خودم باشم که همه این ادم ها رو یادم بره (:

229
Post by : i      Date : دوشنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۴      Time :

امروز عیده

و من ترجیحم اینه سکوت کنم در مقابل خودخواهی آدما

تجربه بهم ثابت کرده این آدما اگه هر روز خودتو براشون بکشی ولی یه روز نمیری براشون ازت طلبکار میشن

من عزت نفس خودمو حفظ می کنم

هرکاری کردم برای دل خودم بوده

پس از کسی انتظاری ندارم

امروز میخوام خوشحالم باشم برای بابام

برای ته تغاری

برای دافی جون

و برای دل خودم

گوربابای هرکسی که سعی می کنه با خودخواهی دل بقیه رو برنجونه یا روزشون و خراب کنه

Tag : 229
228
Post by : i      Date : یکشنبه دهم فروردین ۱۴۰۴      Time :

تو این یکی دو روز کلی هزینه داشتم

چندتا سفارش داشتم و خیلی بابتشون خوشحالم

ذوق لحظه تحویل از پستچی :)

سعی می کنم ورژن بهتری از خودم رو بسازم امسال

از خودم، روحم، جسمم و قلبم بیشتر مراقبت می کنم در مقابل ادم ها، نیرنگ ها، دورویی ها و هر حسی که بهم حال بد بده

کلا انرژی مثبتی دارم و امیدوارم بتونم این انرژی رو حفظ کنم

تو زمینه هایی که ضعف دارم پیشرفت کنم

امید که ته امسال راضی باشم از عملکردم

حی القیوم میدونی که به همراهیت دل بستم؟🩵

Tag : 228
227
Post by : i      Date : یکشنبه سوم فروردین ۱۴۰۴      Time :

امشب فهمیدم خیلیاااا منتظرمن ):

خیلیا حواسشون بهم هست

خدای قشنگم

میشه کمکم کنی سربلند بشم تو این پروژه هم؟

من تماااام توانمو گذاشتم

تو دیدی

تو بودی

من یقین دارم حواست هست :)

226
Post by : i      Date : جمعه یکم فروردین ۱۴۰۴      Time :

روز دوم اینجوری شروع شد که به قرتی خانوم باید کلی دلداری بدم

چونکه قرتی جونمون کنکور داره

باید امید داشته باشه

باید انگیزه داشته باشه

بهش گفتم من و تو سرنوشت این خانواده و این نسل و تغییر میدیم

گفت ینی میشه

گفتم شک نکن (:

225
Post by : i      Date : جمعه یکم فروردین ۱۴۰۴      Time :

امسال میخوام پخته تر برخورد کنم

در مقابل ادم های جاهل که ادعای اهل فضل بودن و عاقل بودن دارن

در مقابل ادم های زورگو

در مقابل تعصب

در مقابل ادم هایی که تغییر نمی کنن

در مقابل مغزهای قفل

اتفاقا از همین امشبم شروع شده

به این نتیجه رسیدم که واقعا افراط تو هر چیزی بده حتی در دین

این آدما به اندازه ای که افراطی میشن به همون اندازه متعصب میشن و بعد به همون اندازه قوه تعقل و منطق رو از دست میدن

راه حل مقابله چیه؟ من به این نتیجه رسیدم که صحبت مسالمت امیز یا توضیح جواب نمیده، همینطور اصرار بر اشتباه یا جلوشون وایسادن هم جواب نمیده، الان در این لحظه و در این سن فکر می کنم راه حل یک ادم پخته این باشه که سکوت کنه و لبخند بزنه

نه تایید کنه و نه رد

خنثی

این بهترین کاره به نظرم

template designed by black theme