که من هم زمن هم ز ما میگریزم...

249
Post by : i      Date : پنجشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۴      Time :

روز تعطیل این بازیکن با داوری یک مقاله و بعدش سابمیت مقاله ریویو خودمون در یک ژورنال خفن و سپس دندون پزشکی و در نهایت خرید گذشت

من عمیقا با خرید خوشحال میشم

کلا تراپیه (:

حالا نه حتما خرید کفش و لباس و اکسسوری

مثلا تو میوه فروشی با رنگا عشق می کنم بعد سبز و قرمز و نارنجی و زرد و بنفش از هر رنگ یه چیزی میگیرم و وقتی همه رو میریزم تو‌سینک که بشورم روحم تازه میشه

من وقتی بین قفسه های فروشگاه افق کوروش راه میرم هم عشق می کنم 😂 از سمت یخچال بخش مورد علاقم بخش شیرکاکائو و دوغ و خامه شکلاتی وخامه عسلی رو جذبش میشم

بعد سمت قفسه های خوراکی ها به سمت چیپس پیازجعفری و کرامچی تند و آتشین جدی میشم

یه خانم هست اونجا که خریدارو حساب می کنه

دیگه منو میشناسه

سمتش که میرم سبد و خالی کنم میگه سلامممم میتونم حدس بزنم چیا برداشتی (؛

در کل خدایا شکرت 🩵

Tag : 249
249
Post by : i      Date : سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۸      Time :
اینکه آدما میتونن باهم متفاوت باشن اما در کنارهم درک بزرگی میطلبه که متاسفانه ما دور و برمون ندیدیم

یه روز اگه از این مملکت رفتم قطعا دلم برای تبعیض هایی که بین آدما گذاشتین و این فرهنگ بی منطق تنگ نمیشه اگرم خواست تنگ شه اشکای دختر کوچولو رو یادم میاد به خاطر تبعیضاتی که تقصیر اون نیست وجودشون ):

پیامبرش که دیگه بهترین عبد خدا بود بین آدما و رنگ ها و زبان ها فرق نذاشت شما فکر میکنین کی هستین که به جرم تفاوت حق و ناحق میکنین

 

Tag : 249
249
Post by : i      Date : جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۶      Time :
سلااااااام صبح جمعه بخیر

امروز نماز صبحمو خوندم خیلی خوشحالم

کلللللی باید درس بخونم از امروز

پییییییش به سوی درس ها

Tag : 249
template designed by black theme