که من هم زمن هم ز ما میگریزم...

329
Post by : i      Date : شنبه هفدهم آبان ۱۴۰۴      Time :

امروز روز مورد علاقه من بود

شروع هفته

به ۸۰ درصد برنامم عمل کردم و ۸۰ درصد از خودم راضی ام

خیلی به مستقل شدن فکر می کنم

زندگی با خانواده بعد از ی تایمی فقط فرسایشه به نظرم /:

کاش شرایط درست پیش بره

و بدون تصمیمات عجولانه و بدون از دست دادن روانم این اتفاق بیفته

البته که شام امشب دستپخت بانو خیلی خوشمزه بود (:

و اگه دور بشم یکی از حسرت های اولیه دستپخت مامانمه

Tag : 329
329
Post by : i      Date : یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۸      Time :

روزایی که میام اینجا سرکار و این مریضا رو میبینم به شدت عاشقشون میشم 

اصن لذتی که من با اینا میبرم از همنشینی با هیچکس نمیبرم 

امیر میگه یه چیز بگم بین خودمون بمونه میگم بگو 

میگه به کسی نگیا میلاد عاشق فاطمه شده گفته خیلی دوسش دارم عخش منه 😂😍 

ستایش میگه من دوس دارم عروس ایمان بشم 😍 

نگار مدل موهاشو کج زده بهش میگم چقدر ناناز شدی خانوم و لپاش قرمز میشه 😍 

کسی چی میدونه شاید شماها عشق ، زندگی و دوست داشتن و از خیلی از ما ادم های به ظاهر سالم بهتر یاد گرفتین 👌

Tag : 329
329
Post by : i      Date : دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۶      Time :
امروز یه حرکتی زدیم با قل جون اصن دااااغون

کلی خجالت کشیدیم دیگه هی خودمونو دلداری میدادیم

کلیم خندیدیم

چن روزم کهتعطیلیم

در پی اون حرکتی که زدیم الان ذارم به این فک میکنم تمرکز کنم روی مکالمه ی زبانم

من میتووووووونم

باید بتونم مکالممو خوب کنم خیلی خوب

 

Tag : 329
template designed by black theme