که من هم زمن هم ز ما میگریزم...

258
Post by : i      Date : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴      Time :

هلووووو

این بازیکن امروز صبح و عصر سرکار بوده

دیگه آخرای ماراتنه

هر روز که فکر می کنم بیشتر مطمئن میشم که من متعلق به این سیستم و این آدما نیستم

کلا فازمون بهم نمیخوره

و برای من جای پیشرفت نداره

حس می کنم خبرای خوبی توراهه

بعد از کار یکمی خستگی در کردم و با بانو و مادرش گپ زدیم

آدما وقتی سنشون میره بالا یه سری اخلاقای خاص دارن :/

بعدش رفتم دنبال دافی پانسیون

امروز بخش زیادی از تایممو گذاشتم برای یه کاری که در ازای انجام دادنش هیچ سودی بهم نمیرسه

برای همین تصمیم گرفتم از این به بعد تو محل کار مسئولیت های اینجوری و قبول نکنم (:

همین دیگه ...

Tag : 258
258
Post by : i      Date : شنبه دوم دی ۱۳۹۶      Time :
همچین  میگه دیدین چه آسون بود

انگار واقعنی آسون بود😑

خدایی واسه من سخت بود سوالاش

ینی من خنگم؟

اخه همه بچه ها حرفشو تایید میکردن😎

نمیدونم والا

دیگه باید یه برنامه حسابی بریزم شرو کنم درس خوندن برا امتحانات به امید خدا این ترم موفق خواهم شد موفق تر از قبل

Tag : 258
template designed by black theme